همایش بین مذهبی و فرهنگی در اندیشه مولانا در کنگره بزرگداشت هشتصدمین سال تولد مولانا در تهران برگزار شد.
به گزارش خبرگزاری فارس، به نقل از ستاد خبری کنگره بزرگداشت هشتصدمین سال تولد مولانا، این مراسم عصر یکشنبه ششم آبان در سالن شماره 3 اجلاس سران برگزار شد.
در این نشست که پنج میهمان به ریاست حسن لاهوتی، به قرائت بخشهای از مقالات خود پرداختند. محمد کاظم کهدوی به بیان گوشههایی از مقاله خود پرداخت و سپس مهدی نوریان سخنرانی کرد.
نوریان گفت: مقاله من با عنوان اندیشه های مولانا در اشعار شورانگیز صائب به واقع تاثیرپذیری وی را از آثار مولانا بازگو میکند. میان شاعران پارسی گوی صائب بارها از مولانا با ستایشی بیش از اندوه نام برده و او را پیرو و پیشکسوت خویش دانسته، به گمانم صائب از آثار مولانا بسیار بهره جسته است. اندیشه مولانا چنان با صائب در آمیخته شده که میشود او را یکی از مولوی شناسان بزرگ قرون گذشته برشمرد.
از دیگر سو اگر بخواهیم تاثیر مولانا را بر دیوان صائب بررسی کنیم به چند رساله نمیتوان اکتفا کرد و کار از نوشتن کتاب هم فراتر رود.
نوریان افزود: در قرن هفتم هجری قمری، آشنایی با مولانا در ایران و نیز هند بسیار میشود. صائب با نهایت فروتنی خود را هیچ میشمارد و میگوید که فکر صائب در پیش فکر مولانا هیچ است.
وی تصریح کرد: صرفا فهرست کردن غزلهایی که صائب از مولانا اقتباس کرده خود رساله عظمی را در برخواهد گرفت.
تجلیل اندیشههای مولانا در اشعار صائب کاملا آگاهانه است و خود نیز به این موضوع اشاره دارد و میگوید «هر فیض که میرسد به صائب از روح پرفتوح ملاست»
وی افزود: بیگمان پس از مولانا باید صائب را بزرگترین شاعر پارسی دانست. صائب با آن که به قول خود با ترک تازیاش راهی نو در سرودن غزل پیش گرفته، نه تنها راه گذشتگان خود را انکار نمیکند، بلکه بارها از آن سود میجوید، صائب البته از لحاظ زبان و شیرین سخنی خود را پیروز حافظ میداند و از لحاظ تخیل شاعرانه باز در مقابل کسی چون حافظ اظهار شرمندگی میکند.
آثار گذشتگان خود را خوانده بود و چنانچه گفته شد شیفته مثنوی شریف و دیوان غزلیات شمس است. این مساله به شکلی واضح در کتاب شکوه شمس از «خانم آن ماری شیمل» با ترجمه «حسن لاهوتی» بررسی شده است. خیلیها فکر میکنند شعر صائب سبک هندی و معما گونه است و این به واقع شهرت غلطی است که نصیب این شاعر شیرین سخن شده است و با شعر صائب میتوان بسیاری از مشکلات مولانا و آثار مولانا را در فهم و هضم آثارش حل کرد.
نوریان یادآور شد: آثار مولانا روزگار صفویه به جایگاه حقیقی خود دست یافته و یکی از کسانی که در اشاعه آن فرهنگ نقش بسزایی داشته بیشک صائب تبریزی است. از اشعار او نیز میتوان دری به اندیشههای مولانا گشود.
حجتالاسلام و المسلمین دکتر قاسم کاکایی، استاد دانشگاه شیراز که دستی هم در تحقیق و ترجمه دارد دیگر سخنران این همایش بود.
کاکایی مقاله خود را با عنوان مطالعه تطبیقی مولوی و اکهارت آغاز کرد و گفت: نیستی نگاه مولانا و اکهارت جایگاه ویژهای دارد.
مولوی مثنوی را با نی آغاز و ما را به نیستان دعوت میکند. او سخن را از نی آغاز میکند و نی تنها چیزی است که معشوق در آن دمیده است.
کاکایی افزود: مولانا میگوید خود را در نیستی میتوان یافت، اکهارت نیز مانند مولوی در پی بیصورتی و بینام بودن ذات خداست. او هم معتقد است هنگامی که چیزی را شناختیم و نامی بر او گذاشتیم بیشک آن را محدود کردهایم. بیگمان هیچ نامی وجود ندارد که بتوان تماما خدا را با او تعریف کرد.
کاکایی اذعان داشت: حال باید دانست که راه نیستی و فنا چیست، اکهارت سه آموزه دارد و آن سه آموزه او اینها هستند «هیچ ندانستن، هیچ نخواستن، هیچ نداشتن» وی یادآور شد باید در برابر خدا معدوم بود. مولوی ما نیز علمی که از عقل جزویست را منکر میشود و اکهارت نیز میگوید هر چه میتوانید سعی کن تا آن را از وجود خودت پاک کنی.
حسین ابوالحسن تنهایی، با مقاله خود به اسم «پدیدار شناسی اجتماعی مولوی» چهارمین سخنرانی این همایش بود.
او چنین سخنان خود را اغاز کرد: مولوی براساس آنچه در جامعهشناسی و روانشانسی غرب دیده میشود حرفهای بسیاری برای گفتن دارد.
مهمترین فلسفه که مولوی سعی میکند به پیش بکشد فلسفه «خود» است. در جامعه امریکایی، بشر برای رهایی انسان از کسرت است که میخواهد حقیقت هستی را از درون بیابد و در یک لحظه که لحظه حال توجیه میکند، میخواهد با امکاناتانی به درون مراجعه کند. درون همان خودیست که البته شرح مفصلی است. میتواند نتیجه تجربه تکامل تاریخ بشر باشد و کمک کند تا انسان به گفتوگو بنشیند، همین گفتوگوی خود با خویشتن.
تنهایی افزود: به گمانم انسانها اگر فرامکتبی و فرداینی نگاه کنند به مباحث جالبی خواهند رسید.
وی با نگاهی به فلسفه هگل و مقایسه با اندیشه مولوی افزود: نگاه مولوی نگاهی است که هر کس میتواند ابراز نظر کند و در آن عقاید گوناگون نهفته است، یعنی نوعی نگاهی دموکرات دارد که امروز در دنیای غربی از آن استقبال میشود و از دیگر سو مولوی انسانها را دعوت به مطالعه خود میکند، این مسایلی است که در بحثها گفته میشود و در کتاب چهارم مثنوی به آن پرداخته است.
تنهایی یادآور شد در گفت وگو با خویشتن و در جامعهشناسی امریکایی ما خودی را پیدا میکنیم که آنچه را در تئوری تکامل مییابیم، باز مییابیم و این مهم را در آثار مولوی هم مشاهده میکنیم.
وی تصریح کرد: همه اینها مقدمهاست که بشر به وجود بشریت پیوند بخورد، وجود واقعی آن است که میتوان باطن وی را در وجود شخصی سالک ظاهر دید. مولوی کارها و اندیشههای مختلفی ارایه داده است تنها یکی از آنها کنیزک و پادشاه، پیر چنگی و ... است البه در همه اینها مولای بزرگ ما از مکانیسم خواب کمک گرفته تا انسان را به خود خویشتن برساند.
آکوچکیان نیز طی سخنانی کوتاه مقاله خود را با عنوان رویکرد به هنر مدرن شروع کرد.
وی گفت: من برخلاف استادان پیشین که از درون مایه مولانا سخن گفتهاند میخواهم از ایدهگذاری مولانا صحبت کنم.
آکوچکیان تصریح کرد: باید بپذیریم که نگاه کردن به گذشته و به پیشنیان سیدی شده و صد البته به آینده چشم دوختن هم به پایان رسیده است. به گمانم طی صد سال اخیر عرصه خلق اثر و ادبیات و بنیان اندیشه مدرن کمتر مورد توجه قرار گرفته است و اگر هم بزرگداشتی بوده برای گذشتگانمان برگزار شده مبانی نظریهپردازی من اندیشه پردازی مترقی است.
آکوچکیان تصریح کرد: در فصل اول مقالهام به اصل نظریه و سرچشمه آفرینش هنری پرداختهام، مولانا به بنیان اندیشهپردازی نزدیک است، به گمانم هیچ شدن در عرفان موسوم به ما قابل نقد است و این عبودیت در مقابل عقلانیت میایستد.
دکتر محمدرضا ریختهگران به عنوان آخرین سخنران این همایش بود که درباره وجوه اشتراک و افتراق تفکر مولوی و تفکر شرق آسیا به بیان مطالبی اشاره کرد.
وی گفت: همه متفکرین مشرقی از سمتی با هم آشنا هستند همه عرفا میخواهند به تعبیر سهروردی به محله روآباد بروند. کسی که میخواهد به روح آباد برود نباید اینجا باشد و مقصد او آسمانهای معنویست.
ریختهگران تصریح کرد: هندوها مقصود آیین خود را پایان دادن به این تموج ذهنی و همه رنجی که میکشند میدانند همین که این تموج ذهن پایان یابد، ما مقلوب حس محسوس نمیشویم. «که هر چه دیده بیند دل کند یاد»