جامجم، آرش شفاعی - امروز، روز بزرگداشت مولانا جلال الدین محمد بلخی در سالی است که به نام این شاعر و عارف برجسته ایرانی نامگذاری شده است.
سال مولانا در حالی اعلام شده که تلاش ترکیه برای تثبیت نام این شاعر ایرانی به عنوان یکی از اتباع خود، خیزشی همه گیر و بی مانند را در اهل فرهنگ و ادبیات در دفاع از حقایق تاریخی مربوط به زندگی این هنرمند همه دوران باعث شد. ترکیه برای برگزاری سال مولانا میلیون ها دلار هزینه کرد و با حجم وسیعی از تبلیغات ، جهانیان را برای سفر به ترکیه و شرکت در برنامه های بین المللی بزرگداشت مولوی به عنوان بخشی از اهداف کلان گردشگری کشورش ، تشویق کرد.
از سوی دیگر در کشور ما برگزاری چند جلسه محدود در محیطهای دانشگاهی و برخی مسابقه ها در مقیاس های کوچک از سوی نهادها و مراکز فرهنگی هنری حداکثر فعالیتی بود که در سال مولانا مشاهده کردیم ؛ البته برخی گفته ها و نظرها حاکی است با اختصاص 10 میلیارد ریال از محل اعتبار هزینه های پیش بینی نشده قانون بودجه سال 86برای برگزاری گردهمایی هشتصدمین سالگرد تولد مولانا توسط هیات وزیران و ماموریت یافتن وزیر ارشاد از سوی رئیس جمهوری برای تشکیل ستاد ویژه این سال ، حرکتهای جدی و جدیدی را در این زمینه شاهد خواهیم بود.
اما مهمتر از برگزاری سال مولانا، آشنایی بیشتر با اندیشه ها، شخصیت و ویژگی های اختصاصی این شاعر و عارف بزرگ قرن هفتم است.
چرا که به گفته کارشناس ، مولانا پیامی همیشگی و نامیرا برای همه انسان های طالب آزادگی ، معنویت و عرفان دارد.
تجلیل کافی است، نوبت معرفت است
دکتر یحیی یثربی استاد دانشگاه در گفتگو با خبرنگار جام جم با تاکید بر این که برگزاری همایش های بزرگداشت به خاطر آشفتگی وضعیت علوم انسانی و ضعف در مدیریت ها بی حاصل است ، تاکید می کند: این گونه همایش ها نه به درد نخبگان می خورد و نه توده مردم ، چرا که در تمام همایش های این گونه اگر از نخبگان بپرسید که قبل و بعد از این هزینه ها و مراسم چه حاصلی نصیبتان شده است ، خواهند گفت که: هیچ! یثربی رویکرد ترکیه را نسبت به مولانا رویکردی کاسبکارانه می داند و معتقد است ؛ آنها پس از آتاتورک کلا مسائلی نظیر عرفان و تصوف را کنار گذاشته اند.
وی با اشاره به مصادره کردن شاعران ، فیلسوفان و فرهیختگان ایرانی توسط ترکیه و کشورهای عربی ، می گوید: در این نکته که مولانا شخصیتی ایرانی و از برجستگان زبان فارسی است ، هیچ تردیدی نباید داشت.
وی با انتقاد از رویکرد تجلیل گرا در کشور ما، تاکید می کند: دنیای امروز دنیای معرفت و شناخت است ، ولی ما هنوز در تجلیل و نکوداشت متوقف مانده ایم ، حتی انبیا و اولیا به دنبال تجلیل نبودند و پیامبر اکرم (ص) از بزرگداشت صرف بیزار بود، بلکه در پی آن بود پیروانش به معرفت برسند، چرا که پیامبر(ص) انوشیروان نبود که از تجلیل خود احساس غرور کند.
وی همایش های بین المللی را با این رویکرد بی فایده ارزیابی می کند و می گوید: عده ای کارشناس در خارج کشور که عاشق سفر هستند، همراه گروهی از کلی گویان که راجع به هر چیزی می توانند سه ربع حرف بزنند، غالب کسانی هستند که این گونه همایش ها را پیش می برند.
دکتر یثربی که کتاب «زبانه شمس و زبان مولانا» را در دست چاپ دارد، با مقایسه آثار ادبی مولانا، مثنوی را گزارشی آراسته و پیراسته از تجربه های عرفانی قبل از وقوع آنها می داند و می گوید: دیوان شمس ، صدا و هیاهوی عریان و خالص آن تجربه هاست و از دید من دیوان شمس خیلی آموزنده تر از مثنوی است.
عرفان مولانا به جای عرفان ابن عربی
یثربی با اشاره به اعتقاد شمس تبریزی که ابن عربی را تابع شریعت نمی داند، عرفان مولانا را نسبت به ابن عربی بیشتر به اسلام نزدیک می داند و با توجه به انصاف مولانا در قضیه تجلیل از حضرت علی (ع) در کنار خلفای دیگر می گوید: اظهار ارادت های مولانا در دیوان شمس و مثنوی نسبت به حضرت علی (ع) بسیار مغتنم است و در حوزه عرفان برادران اهل سنت می تواند در سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی به تقویت وحدت اسلامی منجر شود.
مولانا در هیچ کرانی نمی گنجند
جلال الدین کزازی معتقد است: اندیشه های مولانا چونان بزرگمردی که در دل تاریخ و فرهنگ ایران پرورده شده است ، آن چنان آزادمنشانه و از هر بند رها هستند، که در هیچ مرز و کرانی نمی گنجند. وی در گفتگو با ایسنا تصریح کرد: از نگاهی بسیار فراخ ، گونه های سخن پارسی را در سه دسته بخش می کنم ؛ یک رزم نامه سرایی که برترین چهره آن ، «فردوسی» است.
دو دیگر بزم نامه سرایی است که چهره برجسته و نامدار آن ، «نظامی» است. سه دیگر رازنامه سرایی یا ادب نهان گرایانه که برترین و نامدارترین سراینده در این گونه ادب فارسی ، «مولانا» است.
نعمتی برای زبان فارسی
مرتضی کاخی اعتقاد دارد: چون «مثنوی معنوی» مولانا به زبان فارسی است ، زبان فارسی هم در کنارش تا امروز باقی مانده و خواهد ماند و این نعمتی بزرگ برای زبان فارسی است.
این پژوهشگر در گفتگویی با ایسنا متذکر شد: بیشتر ابهتی که مولانا در قرن 20 یافته و جهانی شده ، به خاطر «مثنوی»اش بوده است ، چندین سال است که «مثنوی معنوی» مولانا ترجمه شده و با این که بدتر از این نمی شد این اثر را ترجمه کرد و شعرهایش را به صورت ترجمه تحت اللفظی درآورد، ولی مخاطب غربی چیزهایی در اثر مولانا پیدا می کند که کتابش ، پرخواننده ترین کتاب شعر در این سالها شده است.
کاخی در پایان تصریح کرد: مولانا با آن که در 12 سالگی از بلخ خارج شد و به قونیه رفت و آن زمان نوجوانی بیش نبود؛ اما تا آخر عمر که در قونیه ماند، یک بیت هم به ترکی نسرود و هر که هم می خواست با او حرف بزند، باید فارسی حرف می زد.