هممیهن - ترجمه از محمد دانیالی: چگونه میتوان به سوی آسمانی پرواز کردکه پر از خطر است؟ هنگامی که در اولین دقایق به سوی آن پر میکشی با تمام وجودت گام برمیداری، اما بعد با دلت پرواز میکنی نه با پاهایت.
اینها مضمون اشعار معنوی مولانا جلالالدین محمد بلخی است شاعری که غلام ماه بود و در طول زندگیش به سوی عشق ره میسپارد.او در بلخ زاده شد و در یکی از شهرهای مرکزی ترکیه بدرود حیات گفت: امروز مولانا در قونیه آرمیده است.
آن زمان که او پای به جهان نهاد بلخ یکی از شهرهای ایران بود لذا زبان، گفتار و اشعار مولانا به زبان فارسی دری سروده شده است. تاریخ دقیق میلاد او 30 دسامبر 1207 میلادی گزارش شده است. مولانا بیشتر عمر خود را در زمان سلجوقیان سپری کرده است.
او به جز فارسی به زبانهای عربی، مصری و ترکی شعر میسرود.سال گذشته سال موتزارت بود؛ موسیقیدانی که در همین آسمانهای پرخطر پرواز میکرد و با روح پاکش آثار جاودان به یادگار گذاشته است، اما امسال، روح و حال و هوای دیگری دارد.
در جهانی که پر از جنگ و خشم است، جهانیان در پی لحظهای آرامش و خلسه میگردند. آنان منشا چنین آرامشی را در فلسفه مولوی یافتهاند، فلسفهای که قرنها پیش خلق شده و امروز ظهور کرده است.پس از مرگ مولانا، پیروان او با ظاهری درویشمنشانه راهش را ادامه دادند. آنان خداوند متعادل را در قالب یک رسم آهنگین میپرستند.
مولانا مرید شمس تبریزی بود یا به گفته دیگر عاشق او بود.مضمون اشعار مولانا، بر پایه توحید و ایمان به خداوند سروده شده. گفتنی است بیش از سه هزار بیت از اشعار او، برگردان دقیقی از آیات قرآن کریم است.مثنوی معنوی مولانا سرشار از آرزوها، زندگی روزمره، آیات قرآن و اسرار اسمی است.
او معتقد بود که در مراسم روحانی، با هر چرخش، روح انسان راه عقل و عشق را میپیماید تا به نهایت برسد.سازمان یونسکو، سال 2007 را به نام زیبای مولانا مزین کرده است. به طوری که شهرام ناظری به همراه حافظ ناظری، به خاطر خلق بدعتی نو در بازخوانی شاهکارهای مولانا جایزه «لوژیون دی آنر» و جایزه ویژه خانه موسیقی ایران را به خود اختصاص دادهاند.
مولانا یک شاعر انساندوست بود، او فیلسوف عالیقدری بود که در نهایت خود به انسانها تعلق داشت. گفتنی است سازمان یونسکو به مناسبت هشتصدمین سال تولد مولانا، به ضرب مدالی اقدام کرده که مدال یونسکو نام دارد.این مدال به سینه کسانی آویخته میشود که در جهان سوزان امروز به فکر جامهعمل پوشاندن به فلسفه بلندمرتبه مولانا هستند.
این مدال به کسانی تعلق میگیرد که خواهان لبخند دوباره ستمدیدگانند. لازم بهذکر است دولتمردان کشور ترکیه برای نخستینبار به یونسکو پیشنهاد دادند تا سال 2007 را به نام مولانا مزین کنند. یونسکو نیز با پذیرفتن این پیشنهاد، مسوولیت برگزاری مراسم بزرگداشت مولانا را به سه کشور ترکیه، مصر و افغانستان سپرد.
با اینکه افغانستان هنوز در آتش جنگهای قومی میسوزد، اما این پیشنهاد را با کمال میل پذیرفت. چندی پیش نیز نشریه اینترنتی زمان اعلام داشت که موسسه قونیه توانایی خود برای چاپ و انتشار مثنوی معنوی به 20 زبان زنده دنیا را اعلام داشته است. این زبانها شامل آلبانیایی، سوئدی، عربی، اردو، هندی و.. است.
گفتنی است این موسسه از سالهای گذشته در این راه فعالیت دارد به طوری که برخی از ورژنهای مثنوی معنوی به رسم یادبود به سیاستمداران بزرگ جهان هدیه داده شده است. برلوسکونی و آنگلا مرکل از مشهورترین سیاستمدارانی هستند که مثنوی معنوی را از دست نخستوزیر ترکیه دریافت کردهاند.به راستی سهم ایران و ایرانیان در این میان چیست؟
او که خود را غلام عشق مینامید به زبان فارسی میسرود. میراث جاودان وی به فارسی خلق شده و تا ابد باقی خواهد ماند.برخی از مجامع غربی اعتقادات مولانا را چیزی غیر از اسلام میدانند. این در حالی است که مولانا با الهام از قرآن، مولانا شده است.
او صراحتا در اشعارش میگوید: «من بنده قرآنم اگر جان در بدن دارم خاک ره محمد مختارم»حدود یکصد و بیست سال پیش برای نخستینبار یک نویسنده انگلیسی بعضی از اشعار مولانا را به زبان انگلیسی ترجمه کرد.
او تا پایان عمر اعتراف میکرد که هرگز نتوانسته است روح فلسفی شرقی در اشعار مولانا را در جملات خود بدمد.مولانا در هفدهم دسامبر 1273 میلادی به سوی ابدیت شتافت. مقبره او در کنار مزار پدرش بنا شده و گنبد سبزی دارد که از دورها نمایان است.
دیوان شمس، یکی دیگر از شاهکارهای مولانا محسوب میشود و بیش از چهل هزار بیت دارد. سخنان مولوی تاثیر عمیقی بر ادبیات ایران و ترکیه داشته است. امروز نام او بر سر زبانهاست و در بزرگترین مجامع بینالمللی، از وی به عنوان سمبل صلح و آرامش یاد میشود.
همه انسانها از هر نژادی که هستند میتوانند اشعار او را بخوانند و با تمام وجود درک کنند. وی همواره به دنبال انسانیت و اصول عشق بود. به طوریکه دنیای امروز در قرن بیست ویکم با تمام پیشرفتهایش جمله جمله او را به خاطر میسپارد. زمانی که من با توام، ما تمام شب بیداریم. زمانی که اینجا نیستی، نمیتوانم به خواب بروم
به خاطر این دو بیخوابی و این دو تفاوت خدا را شکر میگویم. میگویند مولانا هنگام نوجوانی با عطار نیشابوری دیداری داشته است.
عطار به محض دیدن مولانا به روح بزرگ وی پی میبرد. در آن هنگام جلالالدین همراه پدر از گذرگاهی میگذشت، درحالیکه پدر جلوتر از پسر گام برمیداشت. این بود که در ذهن عطار اقیانوسی مجسم میشود که در پی دریا روان است.