سال بزرگداشت مولانا
سال بزرگداشت مولانا

سال ۲۰۰۷ مصادف است با هشتصدمين سال تولد مولانا شاعر، عارف و اندیشمند بزرگ ایرانی. با تصويب سازمان جهانی يونسکو مراسم‌های بزرگداشت مولانا در اين سال در کشورهای مختلف برگزار خواهد شد. این پایگاه اینترنتی می‌کوشد، آخرین اخبار و تحولات مربوط به این سال و همچنین آخرین مقالات مربوط به مولانا را منعکس کند.... ادامه


سایت‌های دیگر:

بزرگداشت مولانا
ویژه‌نامه مجله هفت‌سنگ برای سال مولانا
نشست ادبی دوستان مولانا
مولانا نیوز
موسسه گسترش اندیشه و عرفان مولانا
 
 

 
 

 

آن ماهی که در لامکان بود

 
 

هم‌میهن - محمد رهبر: برای تاثیر گذاشتن بر تاریخ باید که در تاریخ زندگی نکرد، مولانا درست همین کرده است، همانطور که قافیه را بر خود تنگ می‌دید، زمان را نیز ریسمان بی‌سروسامانی می‌سنجید، مولانا نشست بر کناره رود زمان و آن هم از چنان ارتفاعی که دیگر یک لحظه و هشتصد سال هیچ تفاوتی ندارد. فضای بی‌زمان و بی‌مکان مولوی ناگزیر تفاوت زبانی‌اش را با این بلاد و آن دیار به تمامی رفو می‌کند.

حالا سال مولاناست در همه دنیا و نه‌تنها شرق و جهان اسلام. از آن سوی اقیانوس اطلس تا «فوجی‌یاما»ی ژاپن را مولانا گرفته است، رقصی چنین میانه میدان پس از هشت قرن.

می‌توان قهقهه مستانه مولانا را شنید وقتی چند کشور و قوم بر سر مالکیت او دعوا دارند: افغانستان، ایران، ترکیه، مصر. واقعا خنده‌دار نیست که بر سر مولانایی که به طنز خود را نیمه‌ای از فرغانه و ترکستان معرفی کرده و عاقبت از هر خاکی ذره‌ای در خود دیده، چه دعوایی به راه است.

خوشبختانه ادله هیچ‌کس کفایت نمی‌کند و عاقبت مولانا از آن هیچ دار و دسته نیست. نام نهادن این سال که می‌گذرد را- گرچه چیزی بر حضرتش نمی‌افزاید- باید به کیمیای گذر از زمان و مکان او نسبت داد.

چطور می‌شود که در سالروز رحلت مولانا در آن مراسمی که بر سر مزارش و زیر گنبد خضرا برگزار می‌شود، این همه تنوع باشد، از فرانسوی‌ و ژاپنی و آمریکایی گرفته تا ترکان پارسایی که در هوای سرد قونیه وضو می‌سازند و نمازی را با اشک و حال می‌خوانند و این همه بی‌همزبان با مولانا.

آنها مثنوی‌شناس نیستند و بیشتر فارسی نمی‌دانند تا غزلیات مشعشع شمس را بخوانند و مگر در ترجمه چقدر می‌توان حساسیت‌های زبان را آن هم لسان بی‌بدیل حضرت مولانا را با آن همه شهود بی‌سابقه به مخاطب رساند.

مولانا رازی دارد که کشفش بر مایی که حادث این زمان و آن مکان هستیم عیان نیست. این اختلاف زبان‌ها نیز از سوءتفاهم‌های جغرافیایی برمی‌خیزد که مولانا از مغاکش رقصیده و پریده است، به همین می‌توان بسنده کرد که مولانا و ما را زبانی در میان است که ابتهاج بزرگ می‌گوید: گوش کن با لب خاموش سخن می‌گویم/ پاسخ‌ام ده به زبانی که میان من و توست

با این وصف اصلا نباید حسرتی خورد که دوستداران ترک مولانا، او را که به زبان فارسی شعر می‌گفت مصادره کنند و نگذارند تا لذت افتخار به مولوی به ایرانیان همزبان شاعر برسد. نه پرکاری ‌ترکان و نه بی‌همتی ایرانیان چیزی بر مولانا که ساکن زمین و زمان نیست نه می‌افزاید و نه می‌کاهد.

اما این آخر سر گله‌ای برجای می‌ماند که چرا ما ایرانیان و بیشتر مسوولانی که برای هر روز مناسبتی وضع می‌کنند عذر تقصیر را به پیشگاه مولانا نمی‌برند که اگرچه خرید این یوسف مصری در بضاعت هیچ‌کس نیست، لااقل به قدر همت خویش کوشش باید کرد. رها کنیم و برسیم به حرف آخر مولانا که البته به مذاق ما خوانندگانش خوش نمی‌آید، اما واقعیتی تمام قد است:

در نیابد حال پخته هیچ خام
پس سخن کوتاه باید والسلام

 

 
 
   

Designed by: 7om.ir | Developed by: 7sang.com | Powered by: Movabletype | Contact: mowlanayear-at-gmail.com