اعتماد ملی، کسری نوری:
دریغ و درد که گویی در این بلوای سیاست و درگیری ایران با بحرانهای ریز و درشت داخلی و خارجی، تاریخ و فرهنگ این سرزمین هم به یغما میرود و ساکنان این خانه صموبکم چونان انسانهای مسخشده، تاراج میراثشان را به نظاره نشستهاند. دیرزمانی نیست که از رهگذر ورود ایران به چالشهای جهانی و از میان آن همه تنشهای جانکاه و طاقتفرسا برای ملت ایران، کشورهای پیرامونمان پلی ساختهاند به سوی پیشرفت و تحول!
گویی هرچه ایران بیشتر درگیر جدالهای جهانی میشود، مرکب آنها پرشتابتر میشود. نگاهی به کشورهای حاشیه خلیجفارس بیندازید. همانها که قرنها زیر سایه ایران با اندوه و حسرت میزیستند و امروز به لطف تحریمهای ایران و با پول ایرانیان آن بیابانهای برهوت و لمیزرع را به فستیوال آسمانخراشها تبدیل کردهاند و اکنون این ماییم که باید از سرعت تحول در آن شیخنشینهای بیآب و علف غرق تحیر شویم و با حسرت سر تکان دهیم!
دیگر شاید سادهانگارانه باشد چنانچه بگوییم کشورهای منطقه خواهان حل و فصل مسائل ایران در معادلات جهانیاند، زیرا در این صورت دیگر چه دلیلی برای خروج کرور کرور ثروت از این سرزمین برای سرمایهگذاری در شیخنشینهایی است که ساختن یک نیویورک در کنار گوش ایران، رویاهای بلندپروازانه آنها را شکل میدهد؟
حسرتمندانه به تماشای حرکت پرشتاب شیخنشینهای کوچک خو کرده بودیم که همسایهای دیگر که اتفاقا او نیز از بحرانهای متعدد ایران در سالیان گذشته برای سروسامان دادن به اقتصاد ورشکستهاش کم بهره نبرده بود، در اوج بیعملی مسوولان ایران شوخچشمانه به تاراج میراث فرهنگی سرزمینمان آمد! ترکیه مدتزمانی است در یک راهزنی آشکار تاریخی و فرهنگی درصدد معرفی مولانا به عنوان یک شاعر ترک به جهانیان برآمده است. تصویر دردآوری که روز سهشنبه گذشته در صفحه نخست روزنامه اعتماد نقش بست که همسر رجب طیب اردوغان را در حال هدیه دادن مثنوی به عنوان اثر برجسته شاعر ترک به همسر بوش نشان میداد، بیش از هر چیز، شوربختی ما را نشان میداد که هویت و تاریخمان را به چپاول نشستهاند و ما خم به ابروی مبارک نمیآوریم! برای مقابله با این سرقت فرهنگی ظاهرا نباید به دولتمردان امیدی بست زیرا فعلاً وقت گرانبهای آنها باید صرف تدوین برنامه اداره جهان شود و تصاحب مولانا آنقدر اهمیت ندارد که برایش چارهای عاجل بیندیشند! اما جامعه روشنفکری و نخبگان فرهنگی و هنری که داعیه هویت ملی دارند را چه میشود؟!
چرا هیچکس برای مولانا که نه برای خودمان مرثیهسرایی نمیکند؟ چرا هیچکس برای اعتراض به این سرقت فرهنگی تجمعی برپا نمیکند؟ چرا اینقدر بیتفاوت شدهایم؟ چرا...؟