سال بزرگداشت مولانا
سال بزرگداشت مولانا

سال ۲۰۰۷ مصادف است با هشتصدمين سال تولد مولانا شاعر، عارف و اندیشمند بزرگ ایرانی. با تصويب سازمان جهانی يونسکو مراسم‌های بزرگداشت مولانا در اين سال در کشورهای مختلف برگزار خواهد شد. این پایگاه اینترنتی می‌کوشد، آخرین اخبار و تحولات مربوط به این سال و همچنین آخرین مقالات مربوط به مولانا را منعکس کند.... ادامه


سایت‌های دیگر:

بزرگداشت مولانا
ویژه‌نامه مجله هفت‌سنگ برای سال مولانا
نشست ادبی دوستان مولانا
مولانا نیوز
موسسه گسترش اندیشه و عرفان مولانا
 
 

 
 

 

مولوی دوست دارد ترک باشد!

 
 


لیلا ملک‌محمدی

مولوی نیازی به معرفی ندارد و لازم نیست گفته شود که او شاعر، عارف، اندیش‌مند و احیاناً فیلسوف بوده و کاملاً مشخص است که او به کدام کشور ـ ایران یا ترکیه ـ تعلق دارد. حالا این‌که او به دنبال شمس به ترکیه ـ روم آن دوران ـ می‌رود و در آن‌جا ماندگار می‌شود و می‌میرد، دلیل بر این نیست که او را ترکیه‌ای‌ها مال خود بدانند. اما می‌دانند و برای او احترام قائلند و او را روی تخم چشمانشان می‌گذارند و در دنیا می‌گردانند و مولوی نیز راضی است.

چندی پیش مؤسسه‌ی میراث مکتوب* ـ مثل نهادهای فرهنگی دیگر که سال مولانا را غنیمت می‌دانند و سعی می‌کنند از خجالت مولانا در بیایند ـ فکر کرد باید کاری برای مولوی بکند و برای عملی کردن این کار از چند مؤسسه و نهاد دیگر کمک گرفت و سرانجام به این نتیجه رسیدند که طرحی نو دراندازند و به جای گرامی‌داشت مولوی، یاد یک مولوی‌شناس ترک را گرامی بدارند و در ضمن به ترک‌ها هم بفهمانند که مولوی مال ایرانی‌هاست و این مولوی‌شناس کسی نبود جز؛ عبدالباقی گولپینارلی که آدم خوبی بود و قرآن و نهج‌البلاغه را نیز به زبان ترکی استانبولی ترجمه کرده بود و مولوی را خیلی خوب می‌شناخت. بنابراین مقدمات را فراهم کردند و از پژوهش‌گران و نویسندگان ترک خواستند تا در این آیین حاضر شوند و خانم آسین چلبی ـ زرنگ‌ترین فرد از بیست‌ودومین نسل از فرزندان مولوی و قائم‌مقام بنیاد بین‌المللی مولانا ـ را نیز به ایران دعوت کردند.

تبلیغات هم آن‌چنان بود که بسیاری از دانش‌جویان و مولوی‌دوستان را برای شرکت در این مراسم کنجکاو کرد. خلاصه همه‌ی عوامل دست به دست هم داد تا این بزرگ‌داشت برگزار شود.

تالار علامه امینی دانشگاه تهران در روزهای چهارم و پنجم تیرماه، شد میعاد نویسندگان، مولوی‌شناسان و جوانان علاقه‌مند به مولوی ترک و فارس. میهمانان آمدند و نشستند و ننشستند و ایستادند و رفتند و آمدند و رفتند و خیلی زیاد مجبورشدند ایستاده به صحبت‌ها و خاطرات حدادعادل گوش کنند و آسین چلبی نیز خاطرات خود را از روزهای کودکی‌اش ـ که با حضور گولپینارلی سپری شده بود ـ گفت و از آن بالا دید که هم‌میهنانش به جای صندلی، روی پله‌های تالار نشسته‌اند و حرص خورد؛ اما به خاطر این‌که مهمان ایران بود خیلی از ایران تعریف کرد. مترجم میهمانان ترک‌زبان نیز در این میان از آب گل‌آلود ماهی می‌گرفت و هر چه می‌خواست دل تنگش می‌گفت و عامیانه‌ترین اصطلاحات خارج‌شده از زبان ترکیه‌ای‌ها را با پیچیده‌ترین ترکیبات فارسی ـ یا برعکس ـ به خورد گوش مردم می‌داد. روز دوم هم که شجریان آمد و دانشجویان آمدند و هوای تالار به دلیل تهویه‌ی نامناسب بدتر از روز گذشته‌اش شد و علامه امینی احساس خفگی کرد و همراه با گولپینارلی از مراسم خارج شد و مولوی را هم با خود بردند.

بهاءالدین خرمشاهی نیز که ـ در ایران مثل گولپینارلی در ترکیه ـ خیلی به مولوی خدمت کرده است، قرار بود درباره‌ی ترجمه‌ی قرآن گولپینارلی صحبت کند که حضور شجریان و فریاد دانشجویان مبنی بر استاد دوسِت داریم، او را از این کار منصرف کرد و از آن بالا گفت که صحنه را به شجریان می‌سپارد. البته شجریان ـ که او هم به مولوی خدمت کرده است ـ بسیار به خرمشاهی احترام گذاشت و احتمالاً از مسوولان برگزارکننده و دانش‌جویان ناراحت شد و او هم خیلی کم خواند.

از آن سو مولوی و گولپینارلی که از اتفاق در خیابان‌های شمال شهر قدم می‌زدند و از کنار تالارها و مجتمع‌های فرهنگی آن‌چنانی تهران شمالی می‌گذشتند، با خاطری ناراحت به ترکیه بازگشتند و در راه، به روزی فکر کردند که آن مدرسه‌ی گم‌نام در ترکیه لباس مولانا را طراحی کرده بود و برای شناساندن این لباس به جهان، آن‌را در نقاط مختلف دنیا به نمایش گذارده بود یا به روزهای دیگری که ترک‌ها برنامه‌هایی آبرومندانه و در خور مقام و نام مولانا برای جهانیان برگزار می‌کنند و مولوی را به دنیا می‌شناسانند و به یکی از بیست‌ودومین نسل از فرزندان مولوی آن‌قدر پر و بال می‌دهند که می‌شود؛ قائم‌مقام بنیاد بین‌المللی مولانا و به تمامی دنیا می‌رود و از مولوی و مولوی‌دوستان سخن می‌گوید.

مولوی در راه بازگشت به کشور دوست و همسایه، ترکیه، پس از این فکرها با دلی خون، رو به گولپینارلی کرد و خواند: بشنو از نی چون شکایت می‌کند...

*از آن دسته مؤسساتی که خیلی فکر می‌کند و کار می‌کند و فرهنگ ما خود را مدیون آن می‌داند

 

 
 
   

Designed by: 7om.ir | Developed by: 7sang.com | Powered by: Movabletype | Contact: mowlanayear-at-gmail.com