سال بزرگداشت مولانا
سال بزرگداشت مولانا

سال ۲۰۰۷ مصادف است با هشتصدمين سال تولد مولانا شاعر، عارف و اندیشمند بزرگ ایرانی. با تصويب سازمان جهانی يونسکو مراسم‌های بزرگداشت مولانا در اين سال در کشورهای مختلف برگزار خواهد شد. این پایگاه اینترنتی می‌کوشد، آخرین اخبار و تحولات مربوط به این سال و همچنین آخرین مقالات مربوط به مولانا را منعکس کند.... ادامه


سایت‌های دیگر:

بزرگداشت مولانا
ویژه‌نامه مجله هفت‌سنگ برای سال مولانا
نشست ادبی دوستان مولانا
مولانا نیوز
موسسه گسترش اندیشه و عرفان مولانا
 
 

 
 

 

نامه دوم موسس مرکز عرفان اسلامی استرالیا: مسئولان از خواب غفلت بیدار شوند

 
 

چند ماه پيش خبري با اين عنوان در خبرگزاري‌هاي ايراني منتشر شد: شکایت یک استاد ایرانی مقیم استرالیا به کمسیون اصل نود مجلس!

آن ايراني كسي نبود جز خانم فاطمه مجد ناصری دکتر روانشناس و موئسس مرکز تصوف و عرفان اسلامی در استرالیا كه دغدغه‌ مولانا دارد و در خارج از كشور مشغول فعاليت براي اشاعه افكار مولانا است. نامه دوم وی با سه پيشنهاد به كميسيون اصل نود مجلس شوراي اسلامي به سايت بزرگداشت مولانا رسيده كه به شرح زير است:

براي ديدن خبرهاي نامه اول اينجا را كليك كنيد>>

بنام خدا

به‌دنبال نامه قبلی خود در مورد بزرگداشت مولانا و کوتاهی ایران در یونسکو که بعنوان شکایت در مجلس به‌ثبت رسیده است، بدلیل عدم اقدامات لازمه که در نامه‌ام به‌ آنها اشاره شده بود، لازم می‌دانم مجددا مطالبی را مطرح نموده توجه مسولان را به چند نکته جلب کرده وضمنا پیشنهاداتی در این باره ارائه دهم.


من از صمیم قلب امیدوارم که این مطلب سالگرد مولانا و یونسکو باعث شده باشد که مسولان از خواب غفلت بیدار شده و متوجه شده باشند که در حفظ گنجینه‌های ادبی و عرفانی در برابر ملت ایران مسول هستند و باید به یرانیان جوابگو باشند. اگر بعضی از افراد به خاطر نظرهای شخصی با تصوف و عرفان مخالفند به دلیل اینکه درک واقعی از آن ندارند این نظرات شخصی نباید موجب شود که با سرمایه معنوی این آب و خاک بازی شود و گنجینه‌ای چون مولانا از خزانه ایران خارج شوده و به خزانه کشور دیگری تعلق گیرد.

از طرف دیگر، البته بسیار بجا است که پس از اعتراضات مردم در این مورد، در نقاط مختلف ایران سالروز هشتصدمین سال مولانا جشن گرفته شود ولی اشکال اصلی ما با درون ایران نیست بلکه با طرز فکرو فعالیت‌های خارج از ایران است. لذا بدنبال مطالبی که در نامه قبل ذکر شد، لازم است ارتباط مولانا با ایران و زبان فارسی از دیدگاه دنیا بر قرار شود و آب رفته به جوی باز گردد. قبل از اینکه به پیشنهاداتم در این باره بپردازم، یک مطلب دیگر لازم به ذکر است.

این روزها در خارج زیاد شنیده می‌شود چه از مترجمان غربی آثار مولانا و چه از همسایگان ایران ( حتی از بیست و دومین فرزند مولانا) که مولانا یک شخصیت بین المللی است و به یک کشور تعلق ندارد. سوالی که در خور تامل است این است که اگر موطن و زادگاه مولانا در غرب بود آیا چنین مطلبی مطرح می‌شد؟ ولی از این گذشته مایلم خاطر نشان کنم که حضرت مسیح که به‌مراتب بیش از مولانا به همه جهان تعلق دارد هنوز پس از بیش از دو هزار سال، در همه برنامه های مستند و جدی به "Jesus of Nazareth " عیسای ناصره، یعنی عیسی ازشهر ناصریه نام برده می‌شود با اینکه این محل سالیانی است متعلق به اسراییل است. و یا محی الدین ابن عربی که منتسب است به عارف بزرگ اندلسی با اینکه بیشتر عمرش در خارج از اندلس بود و بخصوص در دمشق اقامت داشت و در دمشق وفات یافت آرامگاهش در دمشق، مانند مولانا، محل زیارت مردم از سراسر دنیاست ولی شنیده نشده است که کسی بگوید ابن عربی سوریه‌ای است یا حتی سوریه چنین ادعایی کند. آیا در اینجا سوالی پیش نمی‌آید؟

گذشته از همه اینها مولانا در هرکجا تولد یا وفات یافته باشد واقعیت مسلم این است که او یک ایرانی است واز فرهنگ این مملکت بر خاسته واین تعلق در آثارش و زبانش منعکس است، و اگر مسولان اینهمه سال غفلت نکرده بودند چنین موضوعی اصلا مطرح نبود.

واما در مورد پیشنهادات در باره تغیراتی که شدیدا لزومش احساس میشود زیرا تا قدم های اساسی برداشته نشود چیزی عوض نمی‌شود و خوشبختانه بنظر می‌آید که دولت کنونی خدمت به مملکت را سر لوحه وظایف دولت خویش قرار داده است.


اینجانب سه پیشنهاد دارم:

پیشنهاد اول: از طرف ایران قطعنامه‌ای صادر شودکه ترجمه‌های اشعار مولانا مستند گردد مبنی بر شماره‌بندی نیکلسون، زیرا با محبوبیت مولانا، انتشارات ترجمه‌های اشعار مولانا در خارج بطور روز افزون ازدیاد پیدا کرده، ولی متاسفانه تعداد بسیار قلیلی پیغام عرفانی مولانا را یا درک ویا ترجمه می‌کنند. ترجمه‌ها بیشتر مطابق ذوق سکولار غرب است و احتیاج مبرمی وجود دارد که جنبه ارشادی وعرفانی ومذهبی مثنوی حفظ و حمایت شود وسخنان مولانا بخصوص در مثنوی تحریف نشود و چون اشعار اصلی به زبان فارسی است لذا مسولان ایرانی می‌بایست پیشقدم شده و انها را مستند کنند. در این صورت وقتی کسی در غرب دست بکار ترجمه می‌زند و از عطف بشماره خودداری می‌کند آن نشانه وفادار نبودن به متن اصلی است. بابت مثال دو ماه قبل در کنفرانس بین المللی مولانا در ترکیه که بنده شرکت داشتم وقتی سخنرانی از امریکا در یکی از جلسات ترجمه بیتی از مولانا را ذکر کرد که بگوش سخنران ترکی درست نیامد از اولی پرسید این کدام شماره است و او هم شماره داد و دومی یادداشت کرد. بنا بر این اقدام به مستند کردن اولین قدم است و اعلامیه مستند کردن اشعار برای ایران، ترکیه، افغانستان که اسلامی هستند قاعدتا نمی‌بایست اشکالی داشته باشد زیرا هدف حفظ اصالت اشعار است و آن هدفی مشترک است و در این راه ایران لازم است پیشقدم شود.
نگرانی من از این است که اطلاع دارم که چندتن از مترجمین در امریکا شروع به ترجمه مثنوی کرده اند در حالی که اکثر آنها فارسی نمی‌دانند. خدا بخیر بگذراند.



پیشنهاد دوم:

اسلام به ما می‌اموزد که در برابر هر نعمتی که بما داده میشود تکلیف و مسولیتی بوجود می‌آیدکه موظف به انجام آن هستیم. اسلام بعنوان آخرین دین مسئولیتی در برابر کلیه افراد جهان چه مسلمان و چه غیر مسلمان دارد و نمی‌تواند و نشاید مختص به یک مملکت یا ممالک اسلامی باشد و چون تصوف و عرفان از اسلام جدا نیست رسانیدن پیام عرفا یکی از تکالیف مهم مردم این آب و خاک است در اینجا لازم است قسمتی از نامه قبلیم را ذکر کنم:

" گوئي مي‌توان صداي مولانا را شنيد كه توبيخ كنان مراجع مربوطه ايران را خطاب قرارداده و مي‌گويد « من در همه عمرم كه بيشتر آن را در خارج بودم بخاطر آب و خاك و بزرگداشت ايران جز به فارسي سخن نگفتم. اگر مي‌خواستم به تركي شعر مي‌سرودم. پس با چنين ارثيه‌اي كه من برايتان گذاشتم چه كرده‌ايد؟"

واقعا ما با تعاليم مولانا و بزرگداشت ايران در صفحه جهاني چه كرده‌ايم؟ و پیغام‌های عارفان خود را چگونه به گوش دل مردم دنیا رسانیده‌ایم؟

شاید برای ایران باور کردنی نبود که بشود پیغام شاعر عارف و صوفی را که به زبان دیگری است اینگونه بگوش دنیا رسانید که حتی سازمان ملل نیز اقدام به بزرگداشت کند. واقعا لازم است از ترکیه یاد گرفته ما هم سعی و همت بکار بریم چه در مود مولانا و چه بقیه عارفانی که خداوند کریم به این آب و خاک اعطا فرموده است و در باره گسترش عرفان اسلامی وگسترش زبان فارسی دست به اقدامات لازم بزنیم.

همانطور که جناب آقای دکتر حداد عادل در افتتاحیه کنگره‌ مولانا اشاره کردند درک صحیح اشعار مولانا بدون دانش زبان فارسی میسر نیست و گسترش آشنایی به پیام عرفانی مولانا احتیاج به گسترش زبان فارسی دارد.

پیشنهاد دوم من این است که دولت ایران دو بار در سال (یا بیشتر) کلاس‌های چند واحدی مولاناشناسی و کلاس های فارسی چند واحدی در سطح های مختلف 1و2و3 برای اساتید دانشگاه های خارج، مترجمین و نویسندگان برای یک ماه بطور رایگان یا با مخارج خیلی کم تشکیل داده و شرایط را برای آمدن آنها به ایران آسان نموده و حتی کمک نماید.

در این صورت دانشگاهیان که تعطیلات یکی دو ماهه دارند میتوانند به‌ایران بیایندکه هم فاسی یاد بگیرند و هم آنهایی که فارسی میداننداز کلاس‌های مولانا شناسی بهره مند شوند. من فکر می‌کنم تعداد زیادی از ایرانیان خارج از کشور هم علاقمند خواهند بود که از این فرصت استفاده کنند. هر چه بیشتر بیایند برای توسعه زبان و ادبیات و عرفان و اسلام بهتر است.

پیشنهاد سوم من این است که بودجه‌ای در نظر گرفته شود برای چند تن از بهترین مولانا شناسان ایرانی برای استخدام مترجمانی که آشنایی به این مطالب دارند تا مولانا شناسان بتوانند آثار مولانا را به کمک این مترجمان به زبان لااقل انگلیسی و فرانسه در آورده و آنها منتشر شود تا هم مردم دنیا بتوانند با اعتماد به این ترجمه‌هایی که از کشور و زبان اصلی مولانا بدست‌شان میاید بهره‌مند شوند و هم ایران نقش خود را در صحنه جهانی ایفا نماید.

هدف از این اقدامات این است که ایران بنا به مسولیت خود بپا خیزد وجای خود را در صحنه جهان بعنوان کشوری که فرهنگش با اینهمه عارف نامی عجین است باز کند و با برنامه ریزی صحیح و واقعی عرفان اسلامی و زبان فارسی را توسعه دهد و نقش خود را در تاباندن نور عرفان به دل‌هایی که در جستجوی معنویت هستند ایفا نماید و چون آفتاب درخشانی نور عرفان را درسراسر جهان پخش کند. من به‌وضوح در خارج شاهد هستم که اکثر مردم پس از آشنایی و درک عرفان و تصوف بطرف اسلام کشیده می‌شوند.

امیدوارم که مولانا دری باشد برای این اقدامات مهم در چنین زمانی که در تعداد بیشماری از مردم جهان بخصوص غرب کشش به عرفان و احتتیاج به ارشاد کاملا احساس می‌شود. ما در ایران عرفای زیادی داریم که هرکدام از آنها جذبه و کرم خاص خود را دارند و در غرب شناخته شده هستند. به کمک خداوند لازم است که مسولین از ترکیه یاد بگیرند که چگونه می‌شود در رابروی کسانی که در جستجوی معرفت هستند باز کنند که نه تنها افراد زیادی با فرهنگ ایران آشنا شوند بلکه آنچه فرا می‌گیرند به ارمغان به‌کشور خود ببرند.

لازم است که نکته بسیار مهم دیگری را هم که باعث نگرانی است ذکر کنم. برای کسانی که فقط به چهار چوب داخل کشور نظر دارند و به عوامل خارج از کشور و جهانی بی‌توجه هستند به اطلاع می‌رساند که همانطور که قبلا متذکر شدم بسیاری از مردم در غرب در جستجوی معرفت و معنویت هستند و تصوف و عرفان که راه شناخت و عشق به خدااست مردم راجذب می‌نماید و به خصوص کتب و اشعار عرفانی برای افراد تحصیل کرده کشش خاصی دارد. به‌همین دلیل مراکز تصوف در حال ازدیاد است واگر مراکز تصوف و عرفانی که بر پایه اسلام است در دسترس نباشد طبعا مراکز غیر اسلامی جای خالی آنها را پر می‌کند و به دلیل سهل وآسانی شیوع بیشتری هم پیدا می‌کند. در حقیقت در حال حاضر حتی تصوف و عرفان ما نیز در خطر است و اگر سعی در تفهیم و آموزش صحیح آن نشود، همانگونه که ترجمه‌های اشعار مولانا در حال بوی سکولار گرفتن است، تصوفی نیز با رنگ و بوی سکولار غربی جای تصوف اسلامی را خواهد گرفت و این جابجایی در حال حاظر دارد مشاهده می‌شود و مسلما شیوع بیشتری خواهد گرفت.

در خاتمه امید است افراد متوجه و دلسوز و علاقمند باین آب و خاک ساکت ننشینند تا این تغییرات لازم بوجود آید و در مقام جوابگویی معلوم شود که اشتباهات جبران شده و دین خود را باین آب و خاک عزیز ادا نموده‌اند.

با تقدیم احترام
فاطمه مجد ناصری
دکتر روانشناس و موئسس مرکز تصوف و عرفان اسلامی در استرالیا
آبان ماه 1386

 

 
 
   

Designed by: 7om.ir | Developed by: 7sang.com | Powered by: Movabletype | Contact: mowlanayear-at-gmail.com