سال بزرگداشت مولانا
سال بزرگداشت مولانا

سال ۲۰۰۷ مصادف است با هشتصدمين سال تولد مولانا شاعر، عارف و اندیشمند بزرگ ایرانی. با تصويب سازمان جهانی يونسکو مراسم‌های بزرگداشت مولانا در اين سال در کشورهای مختلف برگزار خواهد شد. این پایگاه اینترنتی می‌کوشد، آخرین اخبار و تحولات مربوط به این سال و همچنین آخرین مقالات مربوط به مولانا را منعکس کند.... ادامه


سایت‌های دیگر:

بزرگداشت مولانا
ویژه‌نامه مجله هفت‌سنگ برای سال مولانا
نشست ادبی دوستان مولانا
مولانا نیوز
موسسه گسترش اندیشه و عرفان مولانا
 
 

 
 

 

محمد خواجوی: مولانا متأثر از ابن عربی است

 
 

حدیث حیات استاد محمد خواجوی بیانگر علم‌جویی اوست. خواجوی محقق و مترجمی پرکار است که شرح تمامی آنچه او انجام داده و به پایان رسانیده است، کار صعب و دشوار است. وی تاکنون «قرآن» و «اسفار اربعه»، «اسرار‌الایات»، «مفاتیح الغیب»، تفاسیر دیگر ملاصدرا و «شرح اصول کافی» او را همرا با «فکوک» صدرالدین قونوی، «اسرارالنقطه» امیرسیدعلی همدانی، «اصطلاحات الصوفیه» عبدالرزاق کاشانی و کتاب کبیر فتوحات مکیه و فصوص الحکم و برخی رسائل ابن عربی و شرح فصوص قیصری را از عربی به پارسی برگردانده است که تلاشی ارزنده و عظیم به شمار می‌رود.

وی در کنگره جهانی مولوی که چندی پیش برگزار شد، مقاله‌ای با عنوان «آیا مولوی متأثر از ابن عربی است؟» ارایه داد که در این مقابله تلاش کرده تا بگوید که مولوی از افکار و آرای ابن عربی متأثر بوده است و تقابلی که بین این دو در تاریخ بیان شده است، ناشی از ملی‌گرایی ترک‌ها و ایرانیان است که تاثیر مردی چون ابن عربی عرب‌زبان و عرب‌تبار را بر مولانای روم برنمی‌تابیدند.

وی منازعات و تعصبات شدید میان مریدان و پیروان فرقه‌های اهل تصوف را نیز در این مورد بی‌تأثیر ندانسته که به تدریج موجبات این تقابل را فراهم آورده است. به هر صورت این مسأله، می‌بایست مورد تحقیق و تنویر بیشتری قرار بگیرد، اما متأسفانه حساسیت‌های علاقه‌مندان به هر یک از این دو حتی در ایران به تقلیل مقام دیگری انجامیده و به نزاعی قبیله‌ای تبدیل شده است که درخور شأن و مقام ابن دو اندیشمند بزرگ سنت اسلامی نیست.

در هرصورت در زمان پختگی و میان‌سالی ابن عربی، مولوی نوجوان بوده و شیخ اکبر به لحاظ سنی بر مولوی مقدم بوده است و شاید نتوان شواهد زیادی از ارتباط مستقیم میان این دو بیان کرد، اما می‌توان با توجه به تأخر مولانا شواهد غیرمستقیمی از تاثر او از ابن عربی بیان کرد.

استاد «محمد خواجوی» در پاسخ به این پرسش که با توجه به تاخر مولانا نسبت به ابن‌ عربی و این نکته که در زمان ابن عربی و اشتهارش، مولانا از شهرتی برخوردار نبوده و شاید این انتظار که ابن عربی در آثار خود از مولانا نام ببرد، انتظاری بی‌جاست، از چرایی عدم تصریح مولانا در ذکر نام ابن عربی که در زمان او شهره خاص و عام بوده است، گفت: در زمان بلوغ فکری و اوج اشتهار ابن عربی، مولوی به لحاظ سنی خردسال بوده و در زمان مرگ ابن عربی هم او جوان بوده و کمی بیشتر از بیست و سه سال داشته است.

وی در مورد ذکرنکردن صریح نام ابن عربی در آثار مولانا گفت: اما در مورد نقل نکردن مطالب قابل ملاحظه از سوی مولوی درباره ابن عربی در دوران بلوغ فکری، می‌توان گفت که مریدان تاب نمی‌آوردند که مطالبی بیان شود. در تصرف عملی برخی از مریدان به هم و مرشد یکدیگر هم حسادت می‌کردند و همچنین آمده است که: مولانا درباره «حسام الدین چلبی» که محرر مثنوی بوده است، نیز نام او را کامل نیاورده است، او می‌گوید: حسام الدین که نور انجمن است/ طالب آغاز سفر پنجم است؛ (یعنی دفتر پنجم مثنوی) در آن وضعیت حتی در برخی موارد اسم امیرالمومنین علی (ع) را هم نمی‌توانسته به زبان بیاورد و حتی در حکایت خندق و عمر بن عبدود، مولانا صریحا نام علی (ع) را نیاورده است و به طبع اولی نام ابن عربی و حسام الدین را نیز نمی‌توانسته است بیاورد.

مترجم «قرآن حکیم» در پاسخ به میزان اعتبار این فرضیه موجود که میان اندیشه مولوی با اندیشه ابن عربی تقابلی وجود دارد، گفت: این ذهنیت برخاسته از ملی‌گرایی ترک‌ها است؛ افرادی مانند «گولپینارلی» موثر بوده‌اند. چون می‌دانند که به لحاظ زمانی و سنی ابن عربی که نمی‌توانسته است از مولانا تأثیر بگیرد ولی امکان دارد که مولانا تأثیر گرفته باشد، پس آمده‌اند با احساسات ملی‌گرایانه خود این مسئله را کم‌رنگ جلوه داده و محو کرده‌اند. زیرا برای ایشان سخت است که مولانای روم از ابن عربی عرب‌زبان و عرب‌تبار تاثیر بگیرد.

مترجم «فتوحات مکیه» و «فصوص الحکم» افزود: در کتاب «مناقب العارفین» افلاکی که خود مولانا را ندیده است، حکایت‌هایی آمده است که این فرضیه را تقویت می‌کند؛ البته این حکایات ضعیف است ولی خود مولانا می‌گوید: «اندر جبل صالحه کانی است ز گوهر/ زین‌رو است که ما غرقه به دریای دمشقیم» مساله این‌جاست که در کوه صالحه دمشق غیر از قبر ابن عربی چه می‌تواند باشد؟

مترجم «اسفار اربعه» صدرالدین شیرازی اظهار کرد: مسئله مولانا و ابن عربی «توارد کشف» است؛ یعنی شما خورشید را در هر جایی به گونه‌ای می‌بینی و من نیز به گونه‌ای، کسی در آمریکا خورشید را چهار بعدازظهر می‌بیند و ما در اینجا شش صبح، ولی خورشید یگانه است.

مترجم «نفحات الهیه» و «فکوک» صدرالدین قونوی درباره وضعیت روند ترجمه کتاب کبیر شیخ اکبر، محیی الدین ابن عربی؛ یعنی «فتوحات مکیه» گفت: ترجمه فتوحات به پانزده مجلد می‌رسد که ده جلد آن توسط انتشارات «مولی» منتشر شده است و جلد یازدهم آن نیز در حال حروف‌چینی است که تا پایان سال منتشر می‌شود و جلد دوازدهم آن نیز به امید خدا تا پایان سال ترجمه شده و در اوایل سال آینده منتشر می‌شود و دعا کنید که خدا توفیق دهد و ترجمه جلد سیزدهم و چهاردهم و پانزدهیم نیز تمام شود.

استاد «محمد خواجوی» درباره دیگر فعالیت‌های خود به ترجمه «فصوص الحکم» ابن عربی اشاره کرد و گفت: ترجمه فصوص نیز با ترجمه دقیق و بدون اطناب و کلمات زیاده به‌زودی منتشر می‌شود و ترجمه‌ای بسیار روان دارد. هم‌چنین «شرح فصوص قیصری» را ترجمه کرده‌ام که هنوز ناشر آن‌ها مشخص نشده است.

مترجم «قرآن حکیم» و تفاسیر ملاصدرا، در مورد ویراستاری نشدن برخی از آثار خود و نقد منتقدان از این مسأله گفت: آثاری از این دست به ویراستار حاذق نیاز دارد و جذب ویراستار قوی به ناشر برمی‌گردد و وظیفه مترجم نیست.

استاد خواجوی در پایان گفت: عربی آثار ابن عربی، اندلسی است و زبانی بس پیچیده و ادبی است که با زبان عربی امروز مغایرت دارد و گاهی اوقات آن چنان پیچیده می‌شود که ترجمه آن بسیار دشوار به نظر می‌رسد. بهتر است که ترجمه به زبان‌های دیگر از زبان فارسی صورت بگیرد؛ زیرا سهولت بیشتری در فهم و ترجمه آن وجود دارد.

 

 
 
   

Designed by: 7om.ir | Developed by: 7sang.com | Powered by: Movabletype | Contact: mowlanayear-at-gmail.com