یک استاد زبان و ادبیات فارسی در کنگره هشتصدمین سال تولد مولانا در تهران گفت: مولانا از بیکرانگی سخن میگوید و بااستفاده از فرهنگ، اندیشه، احادیث و قرآن، قرنها بر جان بشری فرمان میراند.
به گزارش خبرنگار فرهنگی ایرنا، "جلیل تجلیل" در نشست "هنر و زیبایی" دربارهی "صورتگری در شعر مولانا" افزود: موسیقی شعر مولانا همان ترنمی است که در تمام عالم، زمین و آسمان و ذرهذرهی هستی آن را زمزمه میکند. البته همه سعادت شنیدن این را ندارند و عدهای از شنیدن این آواها و اشارهها بخت و توفیق نیافتهاند.
این استاد دانشگاه همچنین با طرح این پرسش که آیا سماع بر استماع مقدم است یا خیر؟ تصریح کرد: مولانا با یک تلفیق زیبا و شاعرانه، بندیان را با قندیان در یک تشبیه تنگاتنگ گرد هم آورده است.
حسن بلخاری، عضو هیئت علمی فرهنگستان هنر نیز دراین کنگره گفت: مفهوم خیال در آثار مولانا جایگاه بسیار وسیع و گستردهای دارد.
وی با موضوع "عکس مهرویان خیال عارفان تحقیقی در معنا و گستره وسیع خیال در مثنوی" افزود: با رجوع به مثنوی میتوان دریافت خیال و معرفت شناسی در آثار او مطرح است و مولانا در فیه مافیه، اجسام، توهمات و تخیلات را عالم میداند و حق تعالی را برای همه این عالمها به شمار میآورد.
بلخاری تصریح کرد: مفسران بعد از عصر مثنوی، در تفسیر مثنوی تحت تاثیر ابن عربی بودهاند نه خود مولانا و این درست نیست به ویژه اینکه مولانا را نسبت به ابن عربی ارادت خاصی نبوده بلکه بنا به نظرگاه خواست شمس بوده است.
وی اظهار داشت: ابن عربی در جایی میگوید، "همه عالم خیال است در مقابل خیال حقیقی". در دیوان شمس، فیه مافیه و مثنوی سه مفهوم از خیال ارائه میکند و نشان میدهد که مولانا متاثر از ابن عربی نیست.
این استاد دانشگاه در پایان تاکید کرد که اندیشه جلالالدین بلخی باید با خود او تفسیر شود و نباید اندیشه این عارف را با آرای ابن عربی و یا دیگران مقایسه کرد.
"احمد خاتمی" نیز با طرح موضوع "معرفت دینی و نشانههای هنرمندانهی مولوی در مثنوی" گفت: نی، رمز حال عارف مشتاق یا روح طالب بازگشت به عصر خویش است و این انتخاب هنرمندانهی مولانا نشان از ارتباط و توجه او به موسیقی دارد.
این مولانا پژوه با بیان اینکه هنر دیگری کهمولانا ازآن درمثنوی استفاده میکند، نقش و نقاش است، تصریح کرد: نقش نشانهی انسان است و در تفکر هستی شناسانهی مولانا، مراد از نقاش همان خداوند است و نقاش، رمز خدای قادر و مطلق است.
به اعتقاد خاتمی، در نظام فکری مولانا، نقاش است که هر نقشی را که میخواهد میآفریند و نقش با همهی زیباییهایی که دارد، از خود حرکت و قدرتی ندارد.
"اگر آدمی به عنوان نقش نقاش، توان اندیشیدن را دارد، خداوند است که این قدرت اندیشیدن را به او داده است. مولانا با همین نشانهی نقش و نقاش، فلسفهی خلقت را پی میریزد."
همچنین نصرالله حکمت، استاد فلسفه در بخش "حکمت و فلسفه" دربارهی "تفاوت عقول نزد مولانا" سخن گفت و افزود: اگر عقل فیلسوف قادر به درک همهی حقایق هستی میشد، هرگز راهی به ساحت عقلانیت عرفانی گشوده نمیشد و عرفان نظری متبلور نمیگشت.
وی افزود: مولانا به همین دلیل به بحث اتحاد عالم و معلوم میرود و آن را به عنوان مبنای تفاوت عقول مطرح میکند.