مجتهد شبستری گفت: اگر قبول کنید که حکایتی که مولانا از جهان میکند به صورت حوادثی است که اتفاق افتاده باید بگوییم که عرفان مولانا در مثنوی یک عرفان داستانی است.
به گزارش خبرنگار فارس مجتهد شبستری در کنگره هشتصدمین سال تولد مولانا در مقالهای که امروز ارائه داد با بیان اینکه صورت و معنا با ظاهر و باطن متفاوت است، گفت: فیلسوفی را ندیدهام که معنا را برای جهان از آن جهت که معناست به کار برده باشد.
شبستری با طرح این سؤال که منظور از خواندن جهان چیست، گفت: شیوه خواندن مولانا از جهان به شیوه حکایت است که اولین بار در همان بیت اول مثنوی آمده است: بشنو از نی چون حکایت میکند/ وز جداییها شکایت میکند.
وی افزود: شیوه این حکایت، حکایت از شکایت است و آن شکایت، شکایت از عشق است.
بعد عشق به صورت شکایت بعدی است که از رنجی که از عشق ایجاد میشود.
این استاد فلسفه با اشاره به اینکه مولانا خود میگوید که با از بس حکایت گفتهایم خود حکایت شده ایم و عدم و افسانه گشته ایم گفت: چرا مولانا در مثنوی این همه از داستان استفاده میکند. معمولا برای پاسخ به این سوال گفته میشود که مولانا از مثنوی و داستان فراوان استفاده می کند تا معانی را در قالب داستان بیاورد.
وی ادامه داد: من می گویم عرفان مولانا در مثنوی یک عرفان داستانی است که شرح حوادث است. اگر قبول کنیم که حکایتی که مولانا از جهان میکند و یا جهان را به صورت حکایت قرائت می کند این طور است که جهان را می خواند به صورت حوادثی که اتفاق افتاده و داستان در آنجا یک امر موهوم نیست.
مجتهد شبستری در ادامه صبحت های خود با قرائت ابیات مثنوی سعی داشت این نظر خود را ثابت کند که حکایت در مثنوی شرح یک حادثه است که اتفاق میافتد.
وی در ادامه گفت: مولانا حتی وقتی از خدا می خواهد سخن بگوید به صورت حکایت حادثهای از خدا حرف می زند. او حتی صفات فعل خدا را از صفات ذات او تقدم میدارد. چرا که زبان دین این است که خدا چه میکند در حالی که زبان فلسفه این است که خدا چیست؟
شبستری ادامه داد: استفاده کردن مولانا از داستان در اوایل ابیاتش نمیشود این طور باشد که بعد از آن حرفهای خود داستان را به صورت گزاره های معنادار بگوید بلکه آن داستانها ابزاری است برای نقل داستان دیگر که می خواهد بگوید و شاید یکی از جذابیت های مولانا در جهان معاصر این باشد که بشر امروز که از دانستن درباره جهان طرفی نبسته به روایت و حکایتی از جهان روی آورده است و حکایت مولانا از جهان را بهترین حکایت تلقی میکند.